تبليغاتX
دل نوشته

دل نوشته

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم دی 1390 ساعت 11:51 توسط rokhsareh

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟

خواهان کسی باش که خواهان تو باشد.

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟

آغاز کسی باش که پایان توباشد.

[ ]

مادر

نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ساعت 23:48 توسط rokhsareh
وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود

احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو

با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت

است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.

مادر عزیزم روزت مبارک

[ ]

تظاهر

نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 0:19 توسط rokhsareh
خسته ام از تظاهر به ایستادگی....!

از پنهان کردن زخم هایم

زور که نیست

دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و

با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است..!!!

اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم..


میخواهم لج کنم

با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا..


چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز بیاید و مثل هر روز باشی

خسته ام .... از تو .... از خودم....از همه ی زندگی....


میخواهم بکشم کنار

از تو ... از خودم..... از همه ی زندگی

[ ]

نمی دانم چه می خواهم خدایا

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ساعت 22:0 توسط rokhsareh
نمی دانم چه می خواهم خدایا ، به دنبال چه می گردم شب و روز

چه می جوید نگاه خسته من ، چرا افسرده است این قلب پرسوز

ز جمع آشنایان می گریزم ، به كنجی می خزم آرام و خاموش

نگاهم غوطه ور در تیرگیها ، به بیمار دل خود می دهم گوش

گریزانم از این مردم كه با من، به ظاهر همدم و یكرنگ هستند

ولی در باطن از فرط حقارت ، به دامانم دو صد پیرایه بستند

از این مردم كه تا احساسم را شنیدند ، برویم چون گلی خوشبو شكفتند

ولی آن دم كه در خلوت نشستند، مرا دیوانه ای بدنام گفتند

دل من ای دل دیوانه من ، كه می سوزی از این بیگانگی ها

مكن دیگر ز دست غیر فریاد ، خدا را بس كن این دیوانگی ها
[ ]

فلسفه ی باریدن باران!

نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391 ساعت 0:57 توسط rokhsareh

[ ]

پروردگارا

نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391 ساعت 17:3 توسط rokhsareh
پروردگارا...

تو از قبیله لیلی...من از قبیله مجنون...

تو از سپیده و نوری...من از شقایق پرخون...

تو از قبیله دریا...من از نژاد کویرم...همیشه تشنه و غمگین...همیشه بی تو اسیرم...

تو از قبیله لیلی...من از قبیله مجنون...

حدیث عشق من و تو...حدیث ابر بهاری...

به من چه می رسد ای دوست از این همه غم و زاری...

تو از قبیله لبخند...من از فبیله اندوه...فضای فاصله صد آب...فضای فاصله صد کوه...

[ ]

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 ساعت 13:57 توسط rokhsareh
 

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه.اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!

تنهایی،چشم براه بودن،غم،غصه،نا امیدی،شکنجه روحی،دلتنگی،صبوری،اشک بیصدا،

هق هق شبونه،افسردگی،پشیمونی،بی خبری و دلواپسی و .... !

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد...

و قبل از همه ی اینها متنفرم از انتظار ...

از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

[ ]

1390

نوشته شده در جمعه یازدهم فروردین 1391 ساعت 7:29 توسط rokhsareh
[ ]

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391 ساعت 10:57 توسط rokhsareh

راستی خدا ...!!!!

دلم هوای دی

راستی خدا ...!!!!

دلم هوای دیروز را کرده

هوای روزهای کودکی را

دلم می خواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم

آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد

دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم

الفبای زندگی را

می خواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند

دلم میخواهد این بار اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان

هر چه می خواهید بکشید

این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو

دلم میخواهد این بار اگر گلی را دیدم

آن را نچینم

دلم میخواهد ...

می شود باز هم کودک شد؟؟؟؟

راستی خدا!

دلم فردا هوای امروز را می کند؟روز

راستی خدا ...!!!!

دلم هوای دیروز را کرده

هوای روزهای کودکی را

دلم می خواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم

آرزوهایم

[ ]

نوشته شده در یکشنبه ششم فروردین 1391 ساعت 10:1 توسط rokhsareh
گل سرخ : عشق آتشین مرا بپذیر

غنچه گل : برای نخستین بار قلبم بخاطر تو لرزید

گل میخك : قلبم را به تو تقدیم می كنم

گل شقایق : زندگیم فقط بخاطر عشق توست

گل بنفشه : همیشه بیاد من باش

گل اطلسی : نمی دانم مرا دوست داری یا نه

گل محمدی : ترا از صمیم قلب می پرستم

گل شب بو : در شب مهتاب رویت را می بوسم

گل همیشه بهار : عشق تو برای همیشه در قلب من رخنه كرده

گل داودی : از صدای دلپذیر تو لذت می برم

گل اشرفی : این هذیه را از من بپذیر

گل اقاقیا سفید : عشق پاك ، نتیجه ازدواج و خوشبختی

گل میمون : یك بوسه می خواهم نه بیشتر

گل یخ : از عشق تو نا امیدم

گل لادن : گاهی از من یاد كن

گل سفید : می سوزم و می سازم

گل مینا : بی وفا به دلداده خود رحم نكردی

گل كاملیا : فداكاری در راه عشق خوشبختی می آورد

گل زرد : از تو بیزارم.

گل نسترن : شهرت را بر عشق رجحان دادی

گل ساعتی : در واپسین دم زندگی ، خوشبختی تو را می خوهم

گل پژمرده : افسوس كه بهای عشقت را ناچیز پنداشتم

گل مریم : بپاكدامنی تو درود می فرستم

گل كوكب : چرا بیهوده قلبم را افسرده می سازی

گل رازقی : شفا و بهبودی ترا آرزو دارم

گل لاله : تو كه دل مرا غم زده می خواهی ، این من و این دل دردمند من

گل سنبل : تو به منزله باغ پر گلی هستی كه دلداگان را از تو نتیجه ای نیست

گل بیدمشك : اگر می سوزم و خاكستر میشوم ، گناه از بخت نا مساعد من است ، ترا می بخشم.

گل رازیانه : هر چند در كنارم نیستی ولی گناهت در تنهایی مونس منست

گل ناز : ناز و دلبری جامه ایست كه بقامت تو دوخته اند

گل یاسمن : دستی استكه دامن دلدار می گیرد و زبانی است كه تمنا می كند.

گل یاس : از من نخواه كه جز راستی سخن گویم ، من شیفته تو هستم.

گل چای : بختم بیدار و طالعم میمون است

گل هرزه : حساس و مو شكافم و بر عشق گذشته حسرت می خورم

گل حنا : بیشتر از این دیگر فریب ترا نمی خورم

گل شیپوری : بتو اطمینان میدهم كه جنجال حسودان در عشق ما اثری نخواهد داشت

گل مروارید : این آواز حزین دلداده ایست كه برای آخرین بار سخن میگوید

گل سوری : عزیزم با من مهربانتر از گذشته باش

گل عباسی : تو مایه امید و سرچشمه آرزوهای منی

گل شمعدانی : عشق لازمه زندگی ست و بدون عشق نمیتوان زنده بود

گل نرگس : خود را این همه سزاوار عتاب نمی بینم ، دلم از نامهربانی های تو بستوه آمده است.

[ ]